فهرست
مقدمه
در پزشکی
کلاسيک زمانی به يک فرد بيمار
اطلاق ميشود که خود فرد و يا
اطرافيان او از يک مشکل جسمی
و يا عصبی شکايت داشته باشند
و تا قبل از ابراز
ناراحتی،فرد سالم تلقی میشود
اما واقعيت آن است که کمتر
کسی را ميتوان يافت که از
سلامت کامل برخوردار باشد.
تعريفی که
هوميوپاتی از انسان سالم
میکند فردی است که نه تنها
از هيچ درد و ناملايمتی جسمی
و روحی شکايت نکند بلکه هيچ
گونه احساس ناخوشايندی در
وجودش احساس نکند و بتواند
اعمال زندگی (کار، تفريح،
خوردن، خواب، معاشرت با
ديگران، روابط عاطفی و جنسی،
تفکرات و ...) را به بهترين
نحو انجام دهد و از هر جهت از
زندگی کردن لذت ببرد .
در فلسفه
هوميوپاتی فردی بيمار است که
برای خوب بودن خود يک يا چند
شرط داشته باشد مثلا بگويد:
من خوب هستم تا وقتی که راه
نروم (چون پا درد دارد)، خوب
هستم به شرطی که هوا سرد
نباشد (چون دچار سردرد و بدن
درد ...)، خوب هستم به شرطی
که تنها نباشم (از تنهايي
میترسد)، خوب هستم تا زماني
که هر چه میگويم ديگران
بگويند چشم! (وگرنه به شدت
عصبانی میشود و مثلا ميگرن
میگيرد ...).
بدين ترتيب
میتوان مشاهده کرد که فرد
بيمار کسی است که آرامش و
راحتی را تنها در شرايط خاص
میتواند داشته باشد. انسان
سالم کسی است که بدون هيچ
شرطی، از همه نظر خوب باشد و
برای لذت بردن از زندگی به
هيچ شرايط خاصی نياز نداشته
باشد (حتی ثروت، مقام و ...)
هوميوپاتی هدف
درمان را رسيدن به چنين سطحی
از سلامت قرار میدهد و قبل
از آن را، گرچه که بيمار از
بهبودی خود رضايت داشته باشد،
سلامت کامل نمیداند.
با توجه به
اين نگرش به سلامتی، به آسانی
متوجه ميشويم که در شرايط
معمول کمتر انسان سالمی را
میتوان يافت و اکثريت
انسانهای به ظاهر سالم به
گونهای در زندگی رنج میبرند
و استرسهای مختلف که در
زندگی ماشينی و غير طبيعی
امروزه بر يکايک ما وارد
میشود عملاً نظم حياتی بدن
را مختل میکند. گرچه در
مراحل اوليه بيمار خود را با
اين شرايط و ناراحتيها سازش
میدهد و چون امکان درمانی را
هم نمیبيند آن را جزئی از
سرنوشت محتوم خود میداند، در
بسياری از موارد میتوان از
طريق هوميوپاتی اين اختلال و
آشفتگی جسمی و روانی را به
سلامت باز گرداند.
گاهی غرور
باعث میشود تا ما خود را
کامل فرض کنيم و پی به نقائص
و آلام خود نبريم. دردناکتر
آن که گاهی فرد مشکلی (به
خصوص روحی و اخلاقی) دارد که
از کودکی آن را با خود داشته
است و هيچگاه نتوانسته است
معنای سالم بودن و رهايي از
آن ناهنجاری را درک کند. در
چنين حالتی، اگر بيمار تحت
درمان هوميوپاتی قرار بگيرد،
با دريافت داروی بنيادين فرد
احساس رهايی میکند.
حقيقت اين است
که در محيط پر استرسی که ما
زندگی میکنيم و مشکلات
اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و
غذاهای غير طبيعی که مورد
مصرف قرار میدهيم و محيط
زيست آلوده (به خصوص آلودگی
هوا و آلودگی صوتی) نميتوان
انتظار داشت که يک انسان در
اين شرايط نامناسب سالم بماند
و به تدريج اختلال در سيستم
حياتی بدن رشد مييابد و عدم
درمان مناسب، در وحله اول
کيفيت زندگی کاهش مييابد و
در آينده انواع بيماريهای
شناخته شده و شناخته نشده
بروز مييابند.
پس منطقیتر
آن است که هر چه زودتر در جهت
حل ناراحتيها هر چند کوچک
اقدام شود.ميتوان بهتر زندگی
کرد؛ اگر بخواهيم.
هوميوپاتي
چيست؟
طب هوميوپاتي
روش درماني خاصي است كه در آن
با تحريك دقيق سيستم ايمني و
حياتي بيمار توسط داروهاي خاص
هوميوپاتي بيماران را ميتوان
به شفا رساند. بر اساس اصول
اوليه هوميوپاتي هر مادهاي
(يا عاملي) كه بتواند در بدن
سالم ايجاد يك سري علائم
بيماري كند ميتواند در صورت
تجويز به فردي بيمار با همان
علائم بيماري وي را درمان
نمايد به شرط آن كه علائم
موجود در بيمار و علائمي كه
آن ماده دارويي ميتواند
ايجاد كند تا حد ممكن مشابه
باشند. به عبارت ديگر در اين
طب از داروهايي براي درمان
استفاده ميشود كه بتوانند
دقيقا علائم بيمار را پوشش
دهند تا با تحريك مناسب سيستم
ايمني و حياتي بيمار و در
نتيجه هوشيار نمودن سيستم
دفاعي بدن بيماري را درمان
نمايند. اين به معناي آن است
كه در هوميوپاتي تكيه بر
درمان بيمار توسط قواي حياتي
و درماني خود بيمار است.
ابداع
هومیوپاتی
هوميوپاتي
توسط دكتر ساموئل هانمان پزشك
الماني (1843-1755) كشف و
سيستم درماني مبتني بر آن به
جهانيان ارائه شد. در طي 200
سال اخير هوميوپاتي با اقبال
هر چه بيشتر بيماران و توجه
پزشكان به اين طب روند صعودي
خود را طي نموده بخصوص در 20
سال اخير كه مورد توجه شاياني
قرار گرفته است .
روش درمان
در هوميوپاتي
اعتقاد بر اين است كه ساختار
بدن(جسمي و رواني) داراي قدرت
ترميم بيماري ميباشد و آنچه
باعث عدم بهبودي و مزمن شدن
بيماري ميشوند اشكال در ساز
و كار سيستم حياتي (ايمني)
بدن است كه در صورت حل اين
مسأله براحتي ميتوان بر
بيماري غلبه نمود . داروهاي
هوميوپاتي از آنجايي كه خود
قدرت تحريك نقاط مختلف سيستم
حياتي بدن را دارند قادرند
فيزيولوژي بدن را به نحو
مطلوبي در جهت رسيدن به سلامت
تحريك و تقويت نمايند. يك
تفاوت عمده هوميوپاتي با
پزشكي كلاسيك (رايج) در اين
است كه در هوميوپاتي سعي در
باز گرداندن تعادل به بدن است
در صورتيكه در پزشكي رايج
درمان عموماً از طريق از بين
بردن عامل بيماريزا به دست
ميآيد (كه متاسفانه اين
عوامل بيماريزا را در اكثريت
موارد نميتوانيم از بين
ببريم و يا حتي شناسايي كنيم
(بجز باكتريها)؛ مثلا اگر
عوامل بيماريزا از جنس
استرسهاي زندگي باشند چه
كاري ميتوان براي آنها
نمود؟ از سوي ديگر حتي قادر
به نابودي ويروسها نيز
نيستيم.
* يك مثال:
داروي هوميوپاتي تهيه شده از
پياز از داروهاي مهم درمان
آلرژي فصلي و سرماخوردگي
ميباشد چرا كه پياز همانطور
كه ميدانيد ميتواند ايجاد
آبريزش بيني و چشم كند (موقع
پوست كندن) با اين شباهت
خصوصيت كه بين پياز و
سرماخوردگي وجود دارد ميتوان
از داروي هوميوپاتي پياز براي
درمان استفاده نمود. مثال
ديگر داروي هوميوپاتي قهوه
است كه در هوميوپاتي براي
درمان بيخوابي استفاده
ميشود! (در نظر بگيريد كه
قهوه خود ايجاد بي خوابي
مينمايد) تمامي داروهاي
هوميوپاتي ابتدا روي افراد
داوطلب امتحان شده و تمامي
خواص آنها بر روي انسان سالم
ثبت شده است و سپس با داشتن
اطلاعات مربوط به هر دارو
پزشك هوميوپات در مواجهه با
هر بيمار دارويي را تجويز
ميكند كه بيشترين پوشش علائم
را داشته باشد و شبيه ترين
علائم را بتواند ايجاد نمايد.
البته در هوميوپاتي تنها بر
اساس يك علامت نميتوان دارو
داد حتماً بايد تمام علائم
جسمي و روحي بيمار با خواص
دارو پوشش داده شوند. در عمل
بيماري كه نزد پزشك هوميوپات
ميآيد نه تنها از بابت درد
اصلي به دقت مورد سؤال قرر
ميگيرد بلكه تمامي
ناراحتيهاي به ظاهر بيربط
جسمي و روحي مورد توجه قرار
ميگيرند و تجويز دارو بر
اساس مجموعه نارحتيهاي بيمار
صورت ميگيرد و از سوي ديگر
تمام ناراحتيهاي بيمار
بايستي برطرف شود.
بیماریهای
قابل درمان با هومیوپاتی
هوميوپاتي يك
طب كامل ميباشد و تقريباً
براي اكثر قريب به اتفاق
بيماريهاي رايج راه حل
درماني دارد از بيماريهاي
جسمي همچون سردرد كمر دردها
دردهاي مزمن مشكلات گوارشي
تنفسي روماتيسمي بيماريهاي
با منشا هورموني و پوستي تا
بيماريهاي روان همچون
افسردگيها اظطرابها ترسها
و حتي رفتارها و عادات
ناپسند. اما بايد توجه نمود
كه در هوميوپاتي هر بيمار
براي درمان شدن بايد به دقت
تشخيص داده شود امري كه هميشه
رخ نميدهد پزشكان هوميوپات
مجرب در برخورد با بيماريهاي
مختلف موفقيتي بيش از 60%
موارد دارند كه بسته به علم و
تجربه هوميوپات و نوع و شدت
بيماري و اينكه در چه
مرحلهاي از بيماري مراجعه
نمودهاند متفاوت خواهد بود
در كل اكثر بيماران ميتوانند
به درماني كامل برسند بدون
آنكه نياز باشد تا آخر عمر از
داروهاي شيميايي براي كاهش
آلام خود استفاده كنند. طب
هوميوپاتي براي تمام سنين
قابل توصيه ميباشد بطوريكه
از نوزادان تا افراد كهنسال
ميتوانند از درمان هوميوپاتي
منتفع شوند.
نمونه ای از
بيماريهايی که از طريق
هوميوپاتی ميتوان به درمان
قطعی رسيد در ذيل ارائه
ميشود
پوست: جوشهای
صورت و بدن (مقاوم به داروهای
شيميايی). پسو ريازيس، خارش،
کهير، ...
گوش و حلق و
بينی: آلرژی فصلی، زخم و
آفتهای مکرر دهان، بدبويی
مزمن دهان، سينوزيت مزمن،
ترشحات پشت حلق دائم، صداهای
اضافه در گوش، کاهش شنوائي،
گرفتگيهای مزمن بينی
سر و گردن: سر
دردهای مزمن، ميگرن،
احساسهای خاص در سر (سنگينی،
بزرگی، سوزش، ...)
سينه و قلب:
دردهای مزمن، طپش قلب، دردهای
قلبی، مشکلات قلبی مقاوم به
درمان، سرفههای مزمن، نفس
تنگی، آسم
گوارش:درد و
زخم معده، نفخ معده و روده،
یبوست و يا اسهالهای مزمن،
تهوع و استفراغهای مکرر
(مانند دوران بارداری و ...
اعضا بدن:
دردهای مزمن در دست و پا،
روماتيسم، سرد يا داغ بودن
غير طبيعی دست و پا، عرق زياد
و غير طبيعی در کف دست و پا،
خواب رفتن دست و پا، کمر
دردها، درد سياتيکی، فلجيها
زنان: دردهای
قائدگی شديد، مشکلات جنسی،
خونريزيهای زياد، عفونتهای
زنانگی مزمن و مکرر
اعصاب و
روحيه: افسردگيها،
اضطرابها، ترسها، اخلاق و
عادات نامناسب، عصبانيتهای
شديد و سريع، فراموشکاری،
آزردگی از افکار گذشته يا
حال، تيک عصبی، خجالتی بودن،
...
تومورها،
سرطانها (با توجه به شرايط
بيمار)، پارکينسون، ام اس،
بيماريهايی که در پزشکی
کلاسيک حتی اسمی ندارند!
ليست فوق تنها
نمونهای از قدرت عمل
هوميوپاتی ميباشد و شايد
بهتر باشد بيماريهای خاصی در
اين زمينه نام برده نشود
اما در تمام
موارد فوق رسيدن به تشخيص
هوميوپاتی شرط اول درمان است
چرا که يک هوميوپات بايستی با
دقت بسيار علائم مختلف را در
کنار يکديگر قرار دهد و تنها
با يک دارو بيمار را به شفا
برساند که در عمل اين مسئله
به فاکتورهايی بستگی دارد
همچون: همکاری کامل بيمار در
دادن شرح حال (حتی ريزترين
مسائل) و عدم مخفی کردن
خصوصيات جسمی و اخلاقی، دقت و
تجربه و علم بالای هوميوپات
...
فراهم شدن
شرايط فوق در صد موفقيت را
بسيار بالا ميبرد.
البته در مورد
بيمارانی نيز که داروهای
بسيار استفاده ميکنند (به
خصوص داروهای کورتون دار نظير
پردنيزولون، دگزامتازون،
...)روند درمان سخت ميشود که
بايد بسته به شرايط اقدام به
درمان نمود (مشورت قبلی با
هوميوپات)
خصوصیات پزشک
هومیوپات
پزشكان
هوميوپات افرادي هستند كه بعد
از پايان دوره عمومي پزشكي
دوره هوميوپاتي (حداقل دو
ساله) را طي نموده اند و
علاوه بر تبحر كافي بر پزشكي
رايج از علم و تجربه كافي در
زمينه طب هوميوپاتي
برخوردارند. متاسفانه بعضي از
افراد بدون داشتن تحصيلات
لازم و طي دورههاي آموزشي
كافي مبادرت به درمان
مينمايند كه نتايج ضعيف
درماني اين عده گاه به كل
جامعه هوميوپاتي منتسب
ميشود.
مصاحبه و
مشاوره هوميوپاتي
نحوه مصاحبه
هوميوپاتي كاملاً متفاوت از
ويزيت پزشكي رايج ميباشد.
دانستن تفاوتهاي موجود توسط
بيمار ميتواند در نتيجه
نهايي درمان بسيار موثر باشد
چرا كه دريك جلسه مشاوره و
ويزيت هوميوپاتي اطلاعات
زيادي بايستي ثبت شود و عدم
آشنايي بيمار با اين سوالها
با توجه به وقت محدود
ميتواند تشخيص را با مشكل
روبرو كند. مهمترين عامل عدم
توفيق در درمان هوميوپاتي را
عدم توضيحات كافي از جانب
بيمار ميباشد.
در ابتدا بايد
ياد آوري كنم كه هوميوپاتي يك
طب كلنگر ميباشد و اين به
معناي آن است كه تمام خصوصيات
و دردهاي ظاهراً بيربط با
يكديگر در يك فرد بيمار به
احتمال زياد جزئي از بيماري
اصلي ميباشند و بنابر اين
ذكر آنها بسيار مهم است
بخصوص اگر همزماني خاصي با
شروع درد اصلي داشته باشند؛
مثلا از دوسال قبل كه سر درد
شروع شده تقريبا از همان زمان
هم دچار نفخ شكم شده است.
همچنين ذكر اتفاقات مهم زندگي
كه با فاصله كم قبل و يا
همزمان با بيماري اصلي رخ
داده است بسيار مهم ميباشد
اين رخدادها ميتواند شامل
شكست عاطفي، شكست كاري، فوت
عزيزان، ازدواج، طلاق، شوك
ناگهاني ناشي از ترس يا خبر
بد، جراحي، تغيير محيط زندگي
يا كار، ... باشد.
هر درد يا
ناراحتي در هوميوپاتي بايستي
با ذكر خصوصيات درد بيان شوند
يعني آن درد يا ناراحتي آيا
در زمانها (روز، ساعت ...)
خاصي پيش ميآيد؟
با چه عواملي
درد بهتر يا بدتر ميشود؟
(راه رفتن، دراز كشيدن، سرما،
گرما، صدا، بوها، فشار دادن
محل ناراحتي و ...)
كيفيت دردها
اهميت دارد. مثلاً سوزشي،
فشار دهنده، مانند فرو رفتن
جسم تيز، احساس خرد شدن يا
شكستن و ...
بنابراين
بايستي بيمار در مورد خصوصيات
ناراحتيهايش بسيار دقيق
باشد.
از طرف ديگر
علائمي براي پزشك هوميوپات
ارزش دارند كه بطور مستمر و
يا متناوباً تكرار شوند و
علائمي كه به ندرت و يا در
اثر عوامل مشخص ديگري ايجاد
شده باشند اهميت چنداني
ندارند مثلاً در فردي كه
روماتيسم دارد ممكن است
فراموش كند كه درد زانوي راست
بعد از ضربه شديد به زانو
ايجاد شده است و ربطي به درد
مفاصل ديگر ندارد.
بيان خصوصيات
روحي و عصبي جايگاه ويژهاي
در درمان هوميوپاتي دارند
هرچند كه بيمار تنها براي يك
درد جسمي نزد هوميوپات آمده
باشد. مهمترين قسمت در اينجا
زماني است كه بيمار به دلايل
گوناگون واقعيات روحي و عاطفي
و عصبي خود را بيان نكند (به
علت: خجالت، بي اهميت دانستن
موضوع، فراموش كردن موضوع،
عدم اعتماد به پزشك و ....)
بايد اين نكته را يادآوري
نمايم كه تمام گفتههاي بيمار
جزو اسرار وي بوده و به هيچ
وجه در جايي بازگو نخواهد شد
و حفظ اسرار نزد پزشكان
هوميوپات بسيار اهميت دارد.
اكثر مواقع
بيماران در مقابل اين سؤال
هوميوپات كه چه خصوصيات
اخلاقي داريد؟؛ كاملاً گيج
ميشوند. شايد بهتر باشد قبل
از مراجعه نزد هوميوپات ابتدا
در مورد خصوصيات اخلاقي و
روحي خود صادقانه با خودتان
مشورت كنيد!
بايد توجه
داشته باشيد كه تاريخچه
بيماري شما تا آنجايي براي
هوميوپات اهميت دارد كه شامل
علائم بيماري شما باشد و تنها
نام تشخيص قطعي بيماري شما
(توسط چند پزشك) ارزش دارد
بيان سفرنامه بيمار از يك
پزشك به پزشك ديگر گرچه شايد
براي تسلي خاطر بيمار مفيد
باشد، اما در تشخيص هوميوپاتي
نقش مثبت نخواهد داشت اصولاً
تمام بيماراني كه نزد
هوميوپات ميآيند قبل از آن
به تعداد زيادي پزشك رايج و
انواع متخصصها مراجعه
نمودهاند كه ذكر تمام آنها
(با جزئيات) فايدهاي براي
درمان آنها ندارد.
پزشك هوميوپات
بايستي از داروهايي كه بخصوص
در حال حاضر استفاده ميكنيد
آگاه شود تا با صلاحديد وي تا
جاي ممكن داروها قطع يا كاهش
يابند عكس راديولوژي و
آزمايشات خود را حتي المقدور
با خود داشته باشيد گرچه كه
برخلاف پزشكي رايج اين
آزمايشات نقش زيادي در تشخيص
هوميوپاتي و درمان ندارند فقط
گاهي ميتوانند نكاتي را كمك
كنند اصولا در هوميوپاتي ما
با خود بيمار در تعامل هستيم
و خصوصيات و علائم كليدي
بيمار را با هيچ آزمايشي
نميتوان پي برد مگر بيان خود
بيمار. در مورد خصوصيات
اخلاقي نیز بهتر است فرد
ديگري كه آشنايي كامل با
روحيات و خلقيات وي دارد بطور
جداگانه مورد مصاحبه قرار
گيرد.
در ضمن مشاوره
هوميوپاتي تا جاي ممكن بطور
انفرادي انجام ميشود تا
بيمار به علت رازداري از گفتن
مطالب كليدي امتناع نكند. گاه
بيماران در ابتدا خواهان حضور
همراه ميشوند اما در ادامه
متوجه ميشوند كه به بسياري
از سؤالات پزشك هوميوپات به
علت حضور همراه قادر به
پاسخگويي نيستند هرچند كه وي
بسيار صميمي باشد.
در انتها بايد
اين اصل را در نظر بگيريد كه
در درمان هوميوپاتي نتيجه
درمان تا حد زيادي به همكاري
متقابل بيمار و هوميوپات
وابسته است و بيماران در امر
درمان نقش فعالي دارند و
برخورد انفعالي (پاسخ ندادن
به سؤالات و يا پاسخهاي
كوتاه و كلي) در نهايت به ضرر
بيمار تمام خواهد شد هر بيمار
نزد هوميوپات همچون معمايي
است كه بايد رمز آن را كشف
كند خصوصيات بيمار كدهاي رمز
آن ميباشند كه اگر به درستي
پيدا شوند درمان قطعي همچون
معجزهاي به حقيقت ميرسد.
معجزهاي كه پزشكان هوميوپات
هر روزه شاهد آن هستند.
هومیوپاتی و
کودکان
بسياری از
کسانی که در ابتدا با
هوميوپاتی آشنا میشوند اين
سؤال را ميپرسند که آيا
کودکان را هم ميتوان با
هوميوپاتی معالجه نمود . اين
سؤال از آنجا ناشی ميشود که
اين افراد هنوز به درستی
هوميوپاتی را نشناخته و از
عوارض احتمالی آن برای کودکان
بيم دارند. اما حقيقت آن است
که نه تنها کودکان نيز
ميتوانند با اين روش درمان
شوند که شايد برای کودکان اين
درمان بسيار سودمند تر از
بزرگسالان است!
بيماريهای
مزمن در حقيقت اختلالاتی
هستند که با توجه به نقاط ضعف
جسمی و يا روانی بيمار و حتی
ژنتيکی اجازه بروز پيدا
ميکنند و بنابراين شروع
آنها در بسياری از موارد در
کودکی ميباشد. از طرف ديگر
کودکان به خصوص در سنين
پايينتر بسيار مستعدتر به
ابتلا بيماريها هستند. اگر
بدن (سيستم ايمنی و حياتی
بيمار) نتواند در قدم اول بر
بيماری (شروع بيماری) غلبه
کند آنگاه با مزمن شدن بيماری
همراه با رشد فرد بيماری نيز
رشد ميکند و ايجاد اختلال
دائم (يا ادواری) مانع رشد
جسمی و روانی کودک ميشود.
تعداد بيشماری
از بيماريها (به خصوص روانی)
ريشه در ناملايمات دوران
کودکی دارد. حوادث يا مسائل
مختلف جسمی عاطفی در اين
دوران همچون زخمهايی در وجود
کودک باقی مانده و همراه با
رشد وی بزرگ ميشوند و اغلب
در ظاهر شکل ديگری به خود
ميگيرند مثلاً بيقراری و
خرابکاری در يک کودک در سنين
بالاتر خود را به صورت
افسردگی و يا ... نشان
ميدهد.
با درمان
هوميوپاتی ميتوان در همان
ابتدای کار و قبل از آنکه
بيماری رشد کند آنها را
درمان نمود تا کودک بتواند از
بهترين دوران عمر خود به خوبی
استفاده کرده و لذت ببرد. اين
ناملايمات جسمی و روانی در
صورت حل نشدن ميتوانند زندگی
و آينده فرد را به کل تغيير
دهند مانند: ايجاد افت
تحصيلی، ممانعت از داشتن
ارتباطات لازم اجتماعی
(نداشتن اعتماد به نفس،
خجالت، ايجاد تصوير ذهنی بد
در نزد ديگران)، انتخابهای
غلط در کار، تحصيل و ازدواج
(به علت نداشتن اعتماد به نفس
لازم و عدم قدرت تصميم گيری و
يا طرد خانوادگی يا اجتماعی
ناشی از کمبودهای جسمی و
روانی)، ...
داشتن يک زير
بنای محکم و اصلاح کژيهای
جسمی و روحی ميتواند زندگی
انسان را به گونه ای مثبت رقم
بزند.
در موارد
بسياری بيماريهای مزمن
شخصيتهای نامتعادل و
رفتارهای زشت در کودکان ريشه
در وراثت آنها دارد که از
طريق هوميوپاتی ميتوان آنها
را برطرف يا حتی المقدور
تعديل نمود . نافرمانی يک
کودک
۱۰
ساله ميتواند به يک شورش
واقعی در سنين بالا ختم شود .
به علت
سادهتر بودن بيماريهای مزمن
در کودکان حتی ميتوان گفت
درمان درآنها راحتتر نيز
ميباشد.
کودکان بعد از
درمان هوميوپاتی معمولاً به
آسانی دچار بيماريها
نميشوند (سرماخوردگی، انواع
عفونتها و ...)و از نظر درسی
و اخلاقی تغييرات قابل
ملاحظهای پيدا ميکنند.
در هوميوپاتی
بصورت پيشگيری (واکسيناسيون)
به نوزدان داروی هوميوپاتی
داده ميشود که براساس
تحقيقات بسياری که انجام شده
است اين کودکان از سلامت و
رشد بهتری نسبت به همسالان
خود برخوردار ميشوند و تفاوت
آنها با فرزندان ديگر توسط
والدين کاملا احساس ميشود.
در نهايت بايد
گفت که همانند بزرگسالان اين
درمان هيچگونه عوارضی برای
کودکان ندارد
میزان موفقیت
در هومیوپاتی
شايد اولين
سؤالی که برای يک بيمار در
مراجعه به هوميوپات مطرح
ميشود ميزان موفقيت و احتمال
بهبودی وی است.
بصورت يک اصل
ميتوان گفت که هر بيماری که
نيروی حياتی وی از بين نرفته
باشد ميتواند از هوميوپاتی
انتظار بهبودی داشته باشد. در
حقيقت با توجه به اينکه
هوميوپاتی با تحريک سيستم
ايمنی بدن عمل ميکند اگر
سيستم ايمنی و کلا ساختار بدن
دچار نابودی مفرط و غير قابل
برگشت شده باشد اميد به
بهبودی به شدت کاهش مييابد
مانند مراحل انتهايی سرطان، و
يا بيمارانی که عضو يا
اعضايیاز بدن را از دست داده
اند و به عبارتی ناقص شده اند
(کليه، کبد (که تشخيص آن
وابسته به نظر پزشک هوميوپات
است گرچه در اين موارد هم از
طريق هوميوپاتی میتوان با
کاهش دردها و ايجاد آرامش و
کاستن از داروهای شيميايی
عملاً به بيمار کمک بسيار
میتوان کرد، اما در عمل
موانع دیگری نیز ممکن است پيش
بيايد که البته قابل برطرف
نمودن هستند .
همانطور که در
فصل مصاحبه هوميوپاتی ذکر شد
نحوه گرفتن اطلاعات مربوط به
بيماری اهميت زيادی دارد و هر
عاملی که در آن اختلال ايجاد
کند باعث کاهش درصد موفقيت
ميشود و بيمار بايستی تمامی
نکات مربوط و بعضا غير مربوط
از نظر خودش را صادقانه عنوان
کند تا هوميوپات به
نزديکترين تشخيص برسد. مشکل
زبان، گويشهای متفاوت، خجالت
کشيدن از گفتن واقعيات،
بیاعتمادی به پزشک هوميوپات،
کم حرف بودن ذاتی بيمار، حضور
اطرافيان بيمار در مصاحبه، و
عدم آشنايی کافی بيمار از
آنچه که هوميوپات بايد بداند
.همگی باعث کاهش موفقيت
ميشوند چه بسيار پيش ميآيد
که بيمار به علل فوق مطلبی را
در جلسات اول نميگويد و بعد
از گذشت چندين جلسه ناموفق(يا
بهبودی کم با گفتن نکات کليدی
در تشخيص تازه به درمان کامل
ميرسد که اين امر باعث
طولانی شدن درمانش شده است .
داروهای
شيميايي: در بسياری از
بيماران به علت درمان آلوپاتی
بيمار در حال مصرف داروهای
شيميايی ميباشد در اين حال
هوميوپات بايستی تا جای ممکن
اين داروها را قطع و يا کاهش
دهد چرا که با درمان
هوميوپاتی ايجاد اختلال
ميکند در مواردی که داروها
مسکن هستند و بيمار وابستگی
حياتی به دارو ندارد (انواع
ضد دردها، داروهای اعصاب و
... عموماً از ابتدا قطع
ميشوند ولی در مواردی که
بيمار به شدت وابسته به دارو
شده و قطع آن ميتواند خطرناک
و يا غير قابل تحمل باشد
ناچار درمان هوميوپاتی همزمان
با داروی شيميايی شروع ميشود
(داروهای فشار خون، داروهای
قلبي، تشنج، آسم) تا با نتيجه
گيری تدريجی بتوان داروی
شيميايی را کاهش و در نهايت
قطع نمود در اين حال واضح است
که موفقيت درمان کاهش و طول
درمان افزايش مييابد.
در نظر بگيريد
که مصرف داروی هوميوپاتی
مانند يک موسيقی ملايم باشد
که فقط در صورت شنيده شدن اثر
ميکند در اين حال اگر سر و
صدای ديگری در محيط باشد
مطمئنا مانع از شنيده شدن
موسيقی ملايم ميشود هر چند
که شنيده شدن نيز غير ممکن
نيست گاهی بيماران تصور
ميکنند که با وجود مصرف
داروهای شيميايی که به شدت به
آن وابسته هستند امکان درمان
هوميوپاتی وجود ندارد اما با
يد گفت علي رغم سختتر شدن
درمان ميتوان با نظر پزشک
معالج درمان را شروع کرد و در
نهايت نتيجه گرفت.
نکته مهم ديگر
اينکه به دلايل مختلف ممکن
است پزشک هوميوپات در جلسه
اول درمان به نتيجه نرسد و در
دفعات بعد با کامل کردن
اطلاعات به تشخيص درست برسد و
لذا بيمار نبايد با اولين
نتيجه منفی از هوميوپاتی
نااميد شود و گاهی نيز ممکن
است مانند هر پزشک ديگری پزشک
هوميوپات شما به تشخيص نرسد،
در اين هنگام معمولاً
هوميوپاتها نظر مشورتی خود
را در مورد بيماران از
يکديگر ميپرسند. همان گونه
که با شکست درمانی مثلا در
درمان بيماری استخوان توسط يک
ارتوپد نميتوان ارتوپدی را
زير سؤال برد همانگونه نيز
نميتوان به صرف شکست درمانی
بيمارانی معدود، کل هوميوپاتی
را بیاعتبار دانست چه بسا با
مراجعه به پزشک هوميوپات
ديگری مسأله به آسانی حل شود.
انتظار درمان
در نزد بيماران نيز نکته مهم
ديگريست که گاه به اشتباه
شکست درمانی تلقی ميشود. در
واقع بسياری از بيماريها با
توجه به سير کند شکل گيری
آنها مدت طولانی برای حصول
به درمان نياز دارند و گاه
شروع اثر درمانی حتی چند هفته
بعد شروع ميشود و يا به کندی
و در ابتدا به شکل نامحسوس
است که همين امر باعث ميشود
تا بيمار از درمان نااميد شود
.بارها برای من پيش آمده که
برای اثبات بهبودی در بيمار
ناچار به يادآوری مشکلات
بيمار (با مرور پرونده وی)
شدهام که در اين حال تازه
بيمار متوجه تغييرات و بهبودی
خود ميشود.
طول درمان در
هوميوپاتی بسيار متغيير
ميباشد و بسته به نوع بيماری
و حاد يا مزمن بودن آن از چند
ساعت تا چند سال متغير است.
شايد به عنوان يک معيار کلی
بتوان مدت زمان در گيری
بيماری را برای حدس زدن در
مورد طول درمان در نظر گرفت.
به عبارت ديگر هر چقدر که
بيماری فرد مدت طولانيتری وی
را درگير کرده باشد مدت مورد
لزوم برای درمان طولانیتر
است. برای نمونه بيماری با
قدمت بيش از ده سال احتمالا
چندين ماه برای درمان نياز
داردالبته شدت بيماری و همين
طور مصرف يا عدم مصرف داروهای
شيميايي نيز در تعيين اين مدت
اهميت دارند. البته بايد گفت
که بيمار با اولين بار مصرف
دارو (تشخيص صحيح) بهبودی را
مشاهده ميکند که اکثراً تا
حد رهايي کامل از آلام
بيماريست. اما با گذشت زمان
اثر دارو (حدود يک ماه) علائم
بيماری باز ميگردد البته با
شدتی کمتر از قبل با تکرار
داروی هوميوپاتی و تغييرات
لازم در قدرت دارو بيمار با
مصرف بار دوم دوباره خوب
ميشود و اين تجويز مرتب صورت
ميگيرد (مثلاً ماهانه و در
هر بار برگشت بيماری خفيفتر
ميشود و بعد مدت اثر درمان
طولانیتر ميشود برای مثال
بيمار دو ماه يا چهار ماه خوب
است و در نهايت ديگر بيماری
عود نميکند. عدم مصرف داروی
روزانه آن گونه که در پزشکی
کلاسيک معمول است باعث ميشود
که بيمار حتی اين مدت را
چندان حس نکند و در طی اين
مدت از زندگی لذت ببرد. در
هوميوپاتی معمولا داروها در
فواصل طولانی مدت و بيشتر
ماهيانه مصرف ميشوند.
شرايط
زندگی بيماران نيز نقش مهمی
در سرعت و کيفيت درمان دارد
بدين شکل که اگر بيمار بطور
مداوم تحت تاثير اثرات سوء
بيماريزا باشد، واضح است که
درمان به کندی پيش ميرود و
گاه عود ميکند. عواملی همچون
محيط پراسترس در خانه يا محل
کار و حضور مستمر مسائل روحی
و يا آب و هوايي نامساعد
همچون مانعی در مقابل روند
درمان عمل ميکنند و بايد
همزمان سعی در کاستن و دوری
از آن شرايط داشت.
در نظر بگيريد
که شما يک ماشين را که تصادف
نموده است کاملاً تعمير کنيد
و خيلی زود دوباره آن ماشين
تصادف کند و هر بار تعمير آن
تصادف ديگری را شاهد باشد در
اين حال حتماً بايد قبل از
پرداختن تنها به خرابی ماشين
در پی علت آسيبهای مکرر به
آن و رفع علت برآمد.
بطور کلی
ميزان موفقيت هر هوميوپات
بسته به تجربه و علم وی
متفاوت است ولی بطور کلی از
۵۰
٪
تا۹۰٪
متغير است که با توجه به
اينکه عموم بيمارانی که نزد
هوميوپاتها ميآيند عملاً از
پزشکی کلاسيک جوابی در خور
نگرفته اند و لذا بيماران صعب
العلاج محسوب ميشوند ميتوان
اين درصد موفقيت را بسيار
قابل توجه دانست.
داروهای
هومیوپاتی
در مورد اينکه
داروهای هوميوپاتی چگونه عمل
ميکنند و مکانيسم درمان
چيست، نظرات بسياری وجود
دارد. در اين نوشتار سعی شده
است تا به غالب اين تئوريها
همراه تمثيلاتی پرداخته شود .
همانطور که در
مباحث قبلی ذکر شد داروی
هوميوپاتی خود در حقيقت
توانايی ايجاد بيماری را
دارد. بطوری که برای پی بردن
به خواص دارويی آن بايستی
عدهای آن را داوطلبانه به
مقادير زياد استفاده کنند تا
بروز حالات و علائم بالينی به
دقت بررسی و گزارش شود برای
نمونه با مصرف داروی
هوميوپاتی قهوه علائم
بیخوابی، عصبی شدن، حساس
بودن به درد و ناملايمتی و
... در فرد ايجاد ميشود
(البته موقت و بعد از چند روز
فرد خود به خود به حالت اوليه
باز ميگردد) بدين ترتيب
خصوصيات داروی هوميوپاتی
(قهوه) ثبت ميشود (اثبات
دارويی). حال اگر بيماری
داشته باشيم که مشکل بیخوابی
به همراه عصبی بودن (با
جزئيات شبيه اثبات دارويی
قهوه)داشته باشد در آن صورت
مصرف مقدار کمی از اين دارو
بيمار را درمان ميکند.
آن چه در عمل
رخ ميدهد تحريک سيستم ايمنی
و حياتی بيمار است (مانند
آنچه در واکسيناسيون رخ
ميدهد).
بيماری در
واقع اثر برهم کنش عامل
بيماريزا (ميکروب، شوک روحی
و عاطفی، مواد غذايی مضر،
شرايط بد زندگي و ...) با
موجود زنده (بيمار) ميباشد
بدين ترتيب در ايجاد بيماری
هر دو عامل دخيلند، به
گونهای که اثر گذاری بر هر
يک از آنها ميتواند منجر به
درمان (ويا احيانا وخامت
بيماری) شود.
در پزشکی
کلاسيک اصل بر نابودی عامل
بيماريزا ست اين امر در صورت
تحقق ميتواند منجر به بهبودی
کامل شود. چيزی که در درمان
بيماريهای عفونی (باکتريها)
توسط آنتی بيوتيکها شاهد آن
هستيم. اما اين شيوه عملاً
محدوديتهای فراوان دارد؛ چرا
که نه تنها برای بيماريهای
ويروسی درمان موثری وجود
ندارد (هپاتيت، ايدز...)بلکه
اصولاً در اکثريت بيماريهای
مزمن عامل بيماريزا قابل
شناسايي نبوده يا نميتوان آن
را نابود کرد در نتيجه تنها
با از بين بردن علائم بيماری
سعی در کنترل بيماری ميشود
(مسکنها).
در هوميوپاتی
قسمت دوم بيماری اهميت
مييابد يعنی فرد بيمار . و
اعتقاد بر اين است که سيستم
حياتی بيمار (ايمنی و ...)
قدرت ذاتی حل بيماری را دارد
اما در اثر شوک ناشی از عامل
بيماريزا به درستی عمل
نميکند بنابر اين با تنظيم
مجدد آن ميتوان بر بيماری
غلبه کرد؛ و اين امر در
هوميوپاتی با تحريکی مشابه
بيماری اعمال ميشود و به
عبارتی بدن هوشيار ميشود.
بيماری از ديدگاه هوميوپاتی
چيزی نيست جز توهم بدن نسبت
به شرايط بيماری يعنی بدن
نميتواند به درستی اشکال را
تشخيص بدهد
شهري را در
نظر بگيريد که دچار حمله دشمن
شده (شروع بيماری حاد). در
ابتدا نيروهای دفاعی شهر به
درستی عمل ميکنند اگر اين
دفاع کامل و درست باشد خطر
حمله رفع خواهد شد (بهبودی
بعد از يک بيماری حاد همچون
سرماخوردگی، ضرب ديدگی، ...).
اما اگر دفاع شهر کامل نباشد
و يا به هر شکل ضعيفتر از
دشمن باشد شهر به اشغال در
خواهد آمد. در اين حال عدم
هماهنگی و انسجام نيروها باعث
تحليل رفتن ساکنين شهر
ميشود(بيماری مزمن. يعنی
بيماری که به خودی خود بهبود
نمييابد).
در اين حال دو
راه برای نجات شهر موجود است
۱)
استفاده از
حمله هوايی و بمباران شهر و
احيانا رساندن آذوقه به اهالی
(پزشکی کلاسيک که با داروهای
شيميايی عمل ميکنند).
اگر فرض را بر
اين بگيريم که بمبارانها
بسيار دقيق باشد (انتخاب صحيح
داروی شيميايی)در بهترين حالت
علاوه بر نابودی دشمن کل شهر
يا اکثر آن ويران ميشود و
تمام تاسيسات حياتی شهر آسيب
ميبيند و هر گونه دفاع داخلی
سخت ميگردد. گر چه در عمل
هيچگاه از اين طريق تمام
نيروهای دشمن از بين نميروند
و هر بار با قطع بمباران
تجديد قوا ميکنند (برگشت
بيماری بعد از هر بار قطع
داروی شيميايی). از طرف ديگر
اگر هم موفق به نابودی کامل
دشمن شويم و فرض کنيم
آسيبهای شهر هم غير قابل
جبران نباشد در نهايت چون
نقطه ضعفهای شهر جهت نفوذ
دشمن هنوز وجود دارد (استعداد
ژنتيکی يا اکتسابی ابتلا به
بيماري) لذا همواره اين شهر
در معرض خطر دشمن قرار دارد و
دير يا زود دوباره اشغال
ميشود (عود مجدد بيماری).
۲)روش دوم
فرستادن يک عده افراد زبده به
شهر است که اين افراد نقاط
ضعف شهر و همچنين دشمن را به
خوبی ميدانند همچون خود دشمن
(هوميوپاتی). اين افراد با
آگاهی دادن به نيروهای دفاعی
شهر و بازسازی آنها در يک
نبرد داخلی و تنها با کمک
امکانات داخل شهر بر دشمن
فائق ميآيند. در اين روش در
صورت خبره بودن و آگاه بودن
آنها از شرايط موجود (انتخاب
صحيح داروی هوميوپاتی براساس
علائم بيماری) دشمن نابود شده
بدون آن که شهر (سيستم حياتی
فرد) آسيب ببيند و در عين حال
با شناسايی و ترميم نقاط ضعف
آن شهر عملاً راه نفوذهای
بعدی گرفته ميشود.
اين تشبيه
ساده ميتواند در درک نحوه
عمل هوميوپاتی و مقايسه آن با
طب کلاسيک راه گشا باشد.
در ديدگاه
هوميوپاتی کل سيستم حياتی فرد
توسط يک نيروی حياتی حفظ
ميشود (وايتال فورس). سيستم
ايمنی (آنگونه که پزشکی
کلاسيک در نظر دارد)تنها
قسمتی از اين نيروی حياتيست.
در برخورد با عامل بيماريزا
(ميکروب يا هر گونه استرس)
اين نيروی حياتی به گونهای
تقويت ميشود تا بر غلبه بر
بيماری بتواند سلامت را باز
گرداند.
در بيماريهای
مزمن (که به راحتی و به خودی
خود خوب نمیشوند) اين نيروی
حياتی نميتواند خود را به
سطح نيروی بيماريزا برساند و
در نتيجه برآن غلبه نميکند و
تنها باعث بروز يکسری
واکنشها در بدن ميشود که ما
آنها را علائم بيماری تلقی
ميکنيم .
به عبارت ديگر
علائم بيماری و آلام ناشی از
آن چيزی نيست جز واکنشهای
بدن برای غلبه بر بيماری که
در صورت غلبه نکردن بر بيماری
بصورت دائم باقی ميمانند
عطسه، آبريزش بينی، اسهال،
سرفه و ... واکنشهای بدن است
برای دفع عامل بيماريزا، آه
کشيدن، بيقراری، تميز کردن
وسواس گونه و ... تماماً
رفتارهايی است که وجود فرد با
هدف رهايی از بيماری انجام
ميدهد؛ اما به علت پايينتر
بودن سطح توان فرد (نيروی
حياتی) اين حالات تنها باعث
رنج بيمار میشوند بدون آن که
در بهبودی نقشی داشته باشند.
داروی
هوميوپاتی در واقع با ايجاد
بيماری درست مشابه بيماری
طبيعی فرد نيروی حياتی را
تحريک و افزايش ميدهد (که
اين امر به صورت يک تشديد
بيماری گذرا و کوتاه مدت خود
را نشان ميدهد). و بعد در
مدت بسيار کوتاهی به علت
مصنوعی و گذرا بودن بيماری
دارويی(هوميوپاتی) نيروی
حياتی ميتواند بر بيماری
واقعی غلبه کند.
در عمل با يک
بيماری گذرا و کاملاً کنترل
شده سيستم ايمنی بدن تقويت
شده و بربيماری غلبه ميکند.
اين پديده
تشديد را ميتوان با
واکنشهای گذرا بعد از
واکسيناسيون مقايسه نمود (تب
و بیحالی ...) البته در اکثر
موارد به قدری کوتاه و خفيف
است که بيمار متوجه آن
نميشود.
از نظر
هوميوپاتی در يک بدن فقط يک
بيماری ايجاد ميشود سردرد،
درد معده، عصبانی شدن،
بیخوابی، عرق زياد کف دست و
...در يک بيمار تنها علائم يک
بيماری هستند و (نه آن چنان
که پزشکی کلاسيک به آن آعتقاد
دارد) مثلا
۵
بيماری مختلف در يک نفر! و
تمامی اين حالات بايد با يک
دارو حل شوند.
در عمل هم
ميبينيم که معمولاً تمامی
عوارض اصلی بيماری با همديگر
(از لحاظ زمانی) و به دنبال
يک استرس يا اتفاق روحی يا
جسمی حادث شده است. جالب
اينکه با درمان صحيح
هوميوپاتی نيز تمامی اين
ناراحتيها با هم از بين
ميروند که اين مطلب خود گواه
به هم پيوستگی اين مشکلات
است. جدا نمودن علائم
بيماريها و محدود کردن آنها
با نامهايی چون ميگرن، زخم
معده، روماتيسم، افسردگی، درد
سياتيک ... جز گم شدن راه
اصلی درمان اثری ندارد.
علائم
بيماريها و آنچه بيمار از آن
شکايت ميکند آن چيزی است که
بايد به آن توجه کافی نمود
تکيه بيش از حد بر نتايج
آزمايشگاهی و دقت در پاتولوژی
حاکم بر بيماری عليرغم اينکه
جزو واقعيت بيماری ميباشند
ولی اکثر موارد تاثيری در
درمان ندارند. چه بسيار
مواردی که پزشک بعد از انجام
آزمايشات و عکسهای مختلف و
رسيدن به تشخيص (تشخيص با
معيارهای کلاسيک) تنها با
گفتن يک نام عجيب(ام اس،
پارکينسون، لوپوس، پسورياسيس،
...) و يا نا اميد کننده
(انواع سرطانها، روماتيسم،
ميگرن، ...) به بيمار او را
ناچار از قبول ناعلاج بودن
بيماریاش ميکند. و اين
سناريو هر روزه تکرار ميشود
بیآنکه کسی به حق بپرسد که
پس درمان کجاست؟ در نظر
بگيريد که سنگ بزرگی در سر
راه شما قرار دارد در بار اول
شما برای حل اين مسئله سعی
ميکنيد ابتدا آن را با زور
تکان دهيد و بعد شروع ميکنيد
ابتدا جنس سنگ سپس رنگ آن و
منشا زمين شناسی آن و ... را
تعيين ميکنيد!
اما هيچ يک از
اين اطلاعات در عمل نمیتواند
در جابجا کردن آن نقشی داشته
باشد (گرچه جزو حقايق آن سنگ
هستند) در صورتي که تنها با
دانستن وزن سنگ و استفاده از
يک اهرم مناسب و در نظر گرفتن
شرايط زمين زير آن ميتوان به
راحتی آن را جا به جا کرد و
اين همان نکته ايست که گاهی
بيماران و پزشکان کلاسيک تعجب
ميکنند که چطور اين همه
آزمايش و بررسی نتوانسته
بيماری را علاج کند در صورتی
که يک داروی کوچک هوميوپاتی
خط قرمزی بر روی تمام آلام
بيمار ميکشد.
* داروهای
هومیوپاتی از نظر شکل ظاهری
به گونههای مختلفی عرضه
ميشوند:
1) محلول
الکلی: در اين حالت داروی
هومیوپاتی در محلولی که شامل
آب و الکل سفید (اتیلیک)
ميباشد حل شده است (با
نسبتهای مختلف که معمولاً در
صد الکل کمتر از 40% ميباشد)
اين شکل دارویی کمتر به
بیماران ارائه ميشود و اگر
هم استفاده شود توسط خود
هومیوپات و در مطب به مقدار
چند قطره در دهان بیمار
چکانده ميشود. در ضمن از این
محلول برای تهیه فرمهای
گلبولی داروهای هومیوپاتی
استفاده ميشود .
2) قرص: این
نوع داروهای هومیوپاتی شباهت
زیادی از نظر ظاهری با
قرصهای پزشکی کلاسیک دارد.
این فرم از داروی هومیوپاتی
در ایران بسیار کم یِافت
ميشود .
3) گلبول: در
اين شکل دارویی که رایجترین
فرم داروی هومیوپاتی نیز
ميباشد از قند شیر (لاکتوز)
که بصورت گلولههای کوچک فرم
گرفته است استفاده میشود
اندازه گلوبولها از قطر 1
میملیمتر تا 10 میلیمتر
متفاوت میباشد که معمولاً از
اندازههای استاندارد 1، 3-5
میلیمتر اسفاده ميشود.
گلوبولهای کروی همانطور که
گفته شد از جنس قند ميباشند
و داروی هومیوپاتی بر روی
آنها چکانده شده است و به
عبارت دیگر با محلول
هومیوپاتی مرطوب شدهاند. این
گلبولها بسته به سبک کاری
پزشک هومیوپات به گونههای
مختلف ممکن است تجویز شود عده
ای از هومیوپاتها اعتقاد به
مصرف مستقیم داروهای گلوبولی
دارند یعنی بیمار یک یا چند
عدد از گلوبولها را باید زیر
زبان قرار دهد تا در دهان حل
شوند.
عدهای دیگر
از هومیوپاتها معتقدند که با
حل داروی هومیوپاتی در مقداری
آب و مصرف کمي از آب مورد نظر
دارو نه تنها بهتر عمل ميکند
بلکه خاصیت تشدید علائم نیز
کاهش ميیابد. هر یک از این
دو شیوه طرفداران خاص خود را
دارند. لازم به ذکر است که
اندازه گلوبولها برخلاف ظاهر
آنها تغيیر زیادی در قدرت
دارو ایجاد نميکند. به خصوص
در شیوه محلول کردن در آب اين
تفاوت بسیار کم خواهد شد. از
طرف دیگر خرد شدن داروی
هومیوپاتی خواص آن را کاهش
نميدهد.
4) پماد- کرم
هومیوپاتی: بعضی از شرکتهای
دارویی از تعدادی از داروهای
هومیوپاتی که قدرت زیادی در
درمان یک بیماری موضعی (عمدتا
پوستی دارند) کرم و پماد تهیه
نمودهاند که مورد مصرف گاهی
قرار ميگیرد. البته لازم به
ذکر است که بسیاری ازاساتید
هومیوپاتی اين نحوه تجویز را
مردود ميدانند؛ چرا که
معتقدند دارو باید کل سیستم
را درمان نماید و چنین تجویزی
در صورت مؤثر بودن نیز ممکن
است اثر سرکوبگرانه و
پوشاننده بر روی علائم بیماری
داشته باشد.
نگهداری
داروها
داروهای
هومیوپاتی به علت خواص خاص
خود ممکن است در شرایط خاصی
بیاثر شوند؛ مانند سرما و
گرمای زیاد.
محیط ميتواند
یکی از علل خراب شدن داروها
باشند. از سوی دیگر قرار
گرفتن در میدان مغناطیسی
وسایل برقی (تلویزیون،
یخچال...) نیز در بی اثر شدن
دارو نقش دارد. نور زیاد و
مستقیم خورشید نیز از عوامل
موثر شناخته شده است. عطر و
ادوکلن نیز نباید در کنار
داروهای هومیوپاتی نگهداری
شوند.
در مقادیر
زیاد دارو نیز اگر داروهای
هومیوپاتی در کنار هم نگهداری
شوند دیده شده است که
میتوانند بر روی خواص هم
(بصورت الکترومغناطیسی) اثر
بگذارند البته این موضوع
کاملاً اثبات نشده است.
در ضمن
داروهای هومیوپاتی بایستی از
دسترس بچهها (مانند هر داروی
دیگر) دور نگه داشته شود و
همینطور از مصرف دارو از روی
کنجکاوی بپرهیزید گرچه هِچ
خطر جدی وجود ندارد اما ممکن
است با داشتن حساسیت به دارو
خاطره بدی را تجربه کنید!
هومیوپاتی در
جهان
از
۲۰۰
سال قبل که هوميوپاتی متولد
شد، بسياری ازمردم سطوح بالای
اجتماعی در اروپا از افراد
خانوادههای سلطنتی گرفته تا
نخبگان تحصيلکرده و هنرمندان
مشهور همواره پشتيبان
هوميوپاتی بودهاند. جای تعجب
نيست که يکی از گرانترين
نقاشیهايي که تا به حال
فروخته شده است تصوير يک پزشک
هوميوپات است که توسط بيمار و
دوست وی، ونسان ون گوگ نقاشی
شده است. به نظر ميرسد که
اگر چه هوميوپاتها از
داروهای بسيار کم (دوز دارو)
و بسيار ارزان قيمت برای
درمان استفاده ميکنند اما
مردم حاضر هستند برای تصوير
هوميوپاتها قيمت زيادی را
بپردازند!!!. در اين مورد
نقاشی دکتر گچت به قيمت 82.5
میلیون دلار فروخته شده است.
هوميوپاتی
اينک با سرعتی زياد در سراسر
جهان در حال گسترش ميباشد؛
به طوری که در حال حاضر دومين
طب از نظر وسعت بيماران تحت
پوشش در جهان، هومیوپاتی است
و ميليونها نفر در سراسر
جهان براي درمان نزد
هوميوپاتها مراجعه مينمايند
در انگلستان بيش از 50%
پزشكان بيماران خود را در
صورت لزوم نزد پزشكان
هوميوپات ارجاع ميدهند. در
فرانسه بيشترين فروش داروها
براي سرماخوردگي و آلرژي
مربوط به داروهاي هوميوپاتي
ميباشد در هندوستان بيش از
100000 پزشك هوميوپات فعاليت
ميكنند هوميوپاتي در بيش از
40 كشور جهان شناخته شده است
و روز به روز بر طرفداران اين
علم افزوده ميشود اكثر
كشورهاي اروپايي بخصوص
انگلستان آلمان فرانسه
كشورهاي آمريكايي همچون
كانادا ايالات متحده آرژانتين
و حتي كشورهاي افريقايي همچون
غنا و افريقاي جنوبي همگي
شاهد گسترش هوميوپاتي هستند.
سازمان بهداشت
جهاني با حمايت از هوميوپاتي
از كشورهاي عضو در جهت ارتقاء
هر چه بيشترجايگاه اين طب كمك
مينمايد .
در ايران نيز
هوميوپاتي تقريبا از 12 سال
قبل به همت اساتيدي همچون
دكتر ناصري و دكتر ميرزازاده
و تشكيل كلاسهاي درس در
دانشگاه تهران ودانشگاه آزاد
تهران آغاز شد، و اكنون دوره
كامل آموزش هوميوپاتي در محل
دانشكده دامپزشكي دانشگاه
تهران برگزار ميشود. در حال
حاضر انجمن هوميوپاتي ايران
با بيش از 100 عضو رسمي
فعاليت خود را از 2 سال قبل
آغاز نموده است هوميوپاتي از
نظر وزارت بهداشت و درمان
ايران به رسميت شناخته شده
است و پزشكان هوميوپات با
رعايت ضوابط ميتوانند درمان
بيماران را انجام دهند.
گسترش
هوميوپاتی در اروپا
بر اساس آخرين مطالعات در
فرانسه، حدود
۴۰٪
از مردم فرانسه از هوميوپاتی
برای درمان بهرهمند ميشوند
و
۳۹٪
از پزشکان داروی هوميوپاتی
تجويز میکنند، حداقل در
۶
کالج پزشکی، کلاسهای
هوميوپاتی ارائه ميگردد و
اين میتواند بيانگر گسترش
شگفتانگيز هوميوپاتی در
فرانسه باشد. در فرانسه بيشتر
داروهای مورد مصرف برای درمان
سرماخوردگی و آنفولانزا داروی
هوميوپاتی هستند و نه داروهای
شيميایی رايج.
هوميوپاتی در انگلستان به
اندازه فرانسه مردمی نيست،
اما بر اساس يک نظرسنجی که در
British Medical Journal
چاپ شده است
۴۲٪
از پزشکان انگليسی بيماران
صعب العلاج خود را به
هوميوپاتها ارجاع ميدهند.
تحقيق ديگر نشان ميدهد که
۸۰٪
از فارغ التحصيلان پزشکی در
انگلستان (در سالهای اخير)
علاقهمند به يادگيری
هوميوپاتی، طب سوزنی،
هيپنوتيزم هستند.
اسکاتلنديها همواره از اين
که زير سايه انگلستان باشند
متنفر بودهاند و اين در مورد
هوميوپاتی هم صدق ميکند.
هوميوپاتی سريعترين رشد را
در بين طبهای جايگزين در
اسکاتلند داشته است و تعداد
اسکاتلنديهايي که به
هوميوپاتها مراجعه نمودهاند
از سال
۱۹۸۵
تا
۱۹۹۰دو
برابر شده است (از
۵٪
به
۱۱٪
رسيده است). در سال
۱۹۸۵
فقط
۲۳٪
از اسکاتلنديها که مورد
مصاحبه قرار گرفته بودند
معتقد به درمان هوميوپاتی
بطور جدی بودند که اين رقم در
سال
۱۹۹۰
به
۴۰٪
رسيد.
هوميوپاتی در آلمان بسيار
مردمی میباشد،
۲۰٪
از پزشکان آلمانی (گاه به
گاه) از درمان هوميوپاتی برای
بيماران خود استفاده ميکنند
(هوميوپاتی غير کلاسيک) .در
حال حاضر شايعترين روش
درمانی حساسيت فصلی(Hay
Fe er)
در آلمان درمان هوميوپاتی
میباشد و داروهای هوميوپاتی
جزو
۱۰
داروی اصلی مورد مصرف در
سرماخوردگيها و گلو درد در
آلمان هستند. در رشد
هوميوپاتی در آلمان رئيس
جمهور اسبق آلمان (کارل
کارستنز) و همسرش که يک پزشک
هوميوپات است (دکتر ورونيکا
کارستنز) نقش زيادی دارد چرا
که در دوران وی اساس تحقيقات
اساسی در مورد هوميوپاتی
نهاده شد، بسياری از تحقيقات
هوميوپاتی در آلمان در حال
حاضر بر اساس پايه گذاريهای
آن تلاشها صورت ميگيرد.
نکته جالب توجه آن است که
هوميوپاتی آن چنان اعتباری در
عرصه پزشکی تجاری در آلمان
دارد که يکی از موسسات
هوميوپاتی آلمان متعلق به
شرکتی میباشد که از اجزای
کارخانه اتومبيل سازی
BMW
است.
هوميوپاتی در
هندوستان
هوميوپاتی در
هندوستان بسيار مردميتر از
اروپا ميباشد. در حال حاضر
بيش از
۱۰۰۰۰۰
پزشک هوميوپات و بيش از
۱۰۰
کالج هومیوپاتی (با دورههای
۴
تا
۵
ساله) در اين کشور وجود دارد.
هوميوپاتی در هندوستان آنچنان
مورد توجه قرار دارد که در
سال
۱۹۸۷
دولت هندوستان کلينيکهاي
هوميوپاتی را برای درمان
اعتياد به مواد مخدر در
۶
ايستگاه پليس (اورژانس) در
دهلی نو تاسيس کرد اخيرا
کنفرانسی در مورد ترک اعتياد
توسط هوميوپاتی در هندوستان
توسط وزارت سلامت و خانواده و
وزارت دارائی و دادگستری کل
برگزار شد. علاوه بر اين دولت
از تحقيقات هوميوپاتی و
همچنين از بيمارستانها و
کلينيکهای هوميوپاتی حمايت
ميکند.
مادر ترزا (برنده جايزه صلح
نوبل) که برای چندين دهه به
فقيران هندی کمک مينمود،
درمان هوميوپاتی بيماران را
در اهداف خيرخواهانه خود قرار
داد. ايشان به علت اثرات
درمانی فوق العاده و همين طور
ارزانی، توجه خاصی به
هوميوپاتی داشتند. در حال
حاضر
۴
موسسه خيريه که تحت مديريت
مادر ترزا قرار دارند در حال
کمک به مردم فقير هندوستان
ميباشند. با توجه به فقر
فزاينده و مشکلات فراوان
درمانی در هندوستان،
هوميوپاتی معجزهای برای
درمان بيماران هندی است. مادر
ترزا گاه خودش به بيماران
شخصاً داروی هوميوپاتی تجويز
ميکند .
هوميوپاتی در
روسيه
هوميوپاتی در
روسيه به تازگي مورد توجه
زيادی قرار گرفته است، اگرچه
تا سال
۱۹۹۵
تنها
۵۰۰
هوميوپات در آنجا وجود داشت.
با توجه به اين که تا چندی
قبل تمام هزينه درمانی
بيماران در درمانگاههای
دولتی بدون هزينه برای
بيماران بود توجه به اين نکته
که هوميوپاتها در اين کشور
با دريافت وجه درمانی از
بيماران قادر به تامين مخارج
خود بودند بايد موفقيت بزرگی
را برای هوميوپاتی در آنجا
قائل شد. بنابر يک تحقيق که
در روزنامه
"Is
estia"
چاپ شد تأسيس
يک کلينيک هوميوپاتی برای
کارگران يک کارخانه در سال
۱۹۸۴
منجر به کاهش
۱۰.۱٪
در روزهای کاری هدر رفته به
علت بيماری کارگران شد. دکتر
دميان پوپوف برای خدماتی که
در جهت گسترش هوميوپاتی در
اتحاد جماهير شوروی انجام
داد، مفتخر به دريافت مدال
لياقت از دست رئيس جمهور وقت،
ميخائيل گورباچف شد.
هوميوپاتی در
آمريکای لاتین
هوميوپاتی در
آمريکای جنوبی رشد قابل توجهی
داشته است بخصوص در برزيل و
آرژانتين.
در آرژانتين هوميوپاتی با
تاريخ اين کشور ارتباط پيدا
کرده است بطوريکه قهرمان ملی
آرژانتين در قرن نوزدهم،
ژنرال سان مارتين، هر بار که
به سفر ميرفت، همواره يک کيف
داروهای هوميوپاتی را با خود
همراه داشت!
هوميوپاتی در مکزيک نيز
کاملاً شناخته شده است، به
طوري که
۵
کالج هوميوپاتی در آن کشور
وجود دارد که در مکزيکوسيتی
قرار دارند.
هوميوپاتی در
ايالات متحده آمريکا
اما در
آمريکا در نتيجه يک تلاش و
برنامه ريزی هماهنگ که توسط
انجمن پزشکی آمريکا و
شرکتهای داروسازی انجام شد
هوميوپاتی در اين کشور سالها
سير نزولی را طی کرد به طوري
که در سال
۱۹۵۰
کمتر از
۲۰۰
هوميوپات در آمريکا وجود
داشت. اگر چه هوميوپاتی در
حال حاضر در آمريکا بسيار عقب
تر از باقی جهان قرار دارد
اما آمريکاييها هميشه از اين
که دوم باشند متنفرند!
خوشبختانه هوميوپاتی در حال
يک رشد بسيار سريع در آمريکا
ميباشد. بر اساس آمار
FDA
فروش داروهای هوميوپاتی
۱۰۰۰٪
افزايش را از سال
۱۹۷۰
تا
۱۹۸۰
نشان ميدهد و بر اساس گزارش
واشنگتن پست تعداد متخصصين
هوميوپاتی از سال
۱۹۸۰
تا
۱۹۸۲
دو برابر شدهاند. تحقيقات
جديد در اين زمينه، به سرعت
رشد هوميوپاتی افزوده است و
کتابهای جديدتری در مورد
هوميوپاتی انتشار مييابند.