در سال 1978 سازمان
بهداشت جهاني بيانيه اي
در زمينه توسعه طب سنتي
منتشر نمود. در بيانيه
مزبور طب سنتي بطور
خلاصه اينگونه تعريف شده
است:
« مجموعه تمامي علوم نظري و عملي
كه در
تشخيص طبي، پيشگيري و درمان
بيماريهاي جسمي، ذهني يا
ناهنجاريهاي اجتماعي بكار ميرود
و بصورت گفتاري يا نوشتاري از
نسلي به نسل ديگرانتقال يافته
باشد »
در سال 2002 ميلادي سازمان بهداشت
جهاني طب سنتي را با جزئيات
بيشتري اينگونه تعريف نموده است:
« طب سنتي واژه اي كلي است كه هم
به سيستمهاي طب سنتي مانند طب
سنتي چين،آيوروداي هند و طب
يوناني ـ عربي و هم به اشكال
مختلف طب
بومي اطلاق مي گردد. درمانهاي
طب سنتي
شامل دارو درمان )استفاده از
گياهان دارويي، اجزاء حيواني و
معدني ) و روشهاي غير دارويي
(مانند طب سوزني، ماساژ و
درمانهاي روحي رواني) مي باشد. در
كشورهايي كه سيستم خدمات پزشكي در
آنها بر پايه طب مدرن استوار است،
به جاي طب سنتي اغلب از واژه طب
مكمل و طب جايگزين
يا طب غير متعارف استفاده ميشود»
طب سنتی ایران
طب سنتي ايران ، يك مكتب طبي كامل
و پويا است كه جهان را به عنوان
نظام احسن و آفريده خالق عليم و
حكيم مينگرد و پزشك را از بابت
تسلط و احاطه او به علوم مختلف و
درك صحيح او از جهان هستي حكيم
ناميده است. ريشه هاي مكتب طب
سنتي ايران
به بيش از 3000 سال قبل مي رسد،
طبق نقل سيريل الگود مورخ پزشكي
«قبل از طب يوناني وجود داشته است
و ايرانيان اصول آن چيزي را كه طب
يوناني ناميده شده، به يونانيان
تعليم دادند ودر ايران قديم وضعيت
طب پيشرفتهتر از آشور بود»
ستارگان طب سنتي ايران مانند ابن
سينا، رازي، علي بن عباس اهوازي،
ابن ابي الصادق نيشابوري، سيد
اسماعيل جرجاني و عماد الدین
محمود شیرازی حدود هشت قرن هدايت
دانشگاههاي طب در غرب و شرق را
برعهده داشتند. دكتر نرمن هاوارد
جونز در مجله سازمان بهداشت جهاني
در سال 1972 مي نويسد: «مهمترين
مؤلف كتابهاي طبي در اسلام ابوعلي
الحسين ابن سينا ميباشد
…
كتاب طبي او كه
به
نام قانون موسوم است و تاكنون
هرگز كتابي به اين اندازه شهرت
نداشته است، مدت 500 سال در
دانشكده هاي
پزشكي
اروپا و آسيا تدريس مي شده است».
منطق علمی طب سنتی ایران
اصول روش تغذیه در مکتب طب سنتی
ایران بر یک جمله استوار است و آن
اینکه « بر هر فرد لازم است تغذیه
ای مخصوص بخود براساس مشخصات فردی
خود داشته باشد». طب سنتي ايران
بر پيشگيري از بيماريها با آموزش
روش صحيح زندگي تاكيد دارد و پزشك
موفق را پزشكي مي داند كه سلامتي
جامعه را حفظ نمايد و خودبخود با
اين تدبير تعداد بيماران و مصرف
دارو كاهش خواهد يافت. با این
رویکرد طب سنتی ایران بیماریها را
به سه دسته تقسیم بندی می کند:
الف) بیماریهای سوء مزاج: و آن
افرادی هستند که معمولاً اصول
تغذیه ای مناسب مزاج خود
را رعایت نکرده اند و دچار کثرت
یا غلبه
یک یا دو
کیفیت
از کیفیات چهارگانه
(سردی، گرمی / خشکی یا
رطوبت )
در بدن خود شده اند. ب) بیماریهای
سوء ترکیب : که بیماریهایی است که
ترکیب و یا تعداد طبیعی قسمتی از
بدن دچار اشکال است مانند کسی که
بدون قسمتی از بدن بدنیا می آید(
مروملیا ). ج)بیماریهای تفرق و
اتصال:
که در اینجا اتصال طبیعی در یک
عضو از بین می رود( مثلاً در
شکستگی ها) و یا تفرق طبیعی از
بین می رود( مثلاً
اندامی بعلت بد جوش خوردن دچار
محدودیت حرکت می شود). بعد از
تشخیص نوبت به درمان می رسد که
مراحل درمان در طب سنتی ایران به
این نحو است که در گام اول تدابیر
بالاغذیه می کرده اند یعنی با
اصلاح برنامه غذایی
اقدام به درمان بیماریها می کرده
اند. اگر بیمار با این روش جواب
نمی گرفت نوبت به تدابیر بالادویه
می رسید، یعنی دارو درمانی و در
گام آخر اگر بیماری شدید تر بود،
نوبت به کار های با دست ( تدابیر
بالید ) نظیر جراحی ها، فصد و ...
می رسید.